Je t'adore toujour
یه تنها این سر کره خاکی
دردم که می گیرد از روزگار دست در جیب می کنم و در این سرمای تنسوز پیاده می روم به سمت هیچستان همانجا که گم شدی یا که من گمت کردم اما ته جیبم دستمالی پیدا می کنم که بوی تو را می دهد و این یعنی معجزه. گوش که نمی کنم ات گم ات می کنم میان هزارتوی تاریکی گوش ات که نمی کنم روز نمی گذرد و شب تار تر می شود و من بی تو تنها خوابم نمی برد... پ.ن: مخاطب وبلاگ عزیزم و موسیقی دیوانه کننده اش بود. این روزها برای فرانسه و سه گانه کیشلوفسکی باید گریست... از پس این دیوارهای کوتاه قلاب می گیری برای درخت سیب همسایه می روی و من دوباره تو را ندیدن... عاشقانه های نگفته و هزار درد بی علاج هر روز بی تو مرگ دیگری است... دچار یعنی نداشتن وقت حتی برای مردن. زندگی گاهی مثه یه لیوان یخه میشینی به آب شدنش نگاه میکنی و کاری ازت بر نمیاد... ز حکایت من فیلم پورنی است که مجوز نمایش عمومی بهش میدن و هر روز بهش اخطار میدن واسه نمایش. ... و کدامین بوسه بود که مرا زمینی کرد؟! اینبار به رسولی ات ایمان می آورم برای من کافیست این بهشت از آن بقیه... انگشتان سردم سر می خورند بر عریانی تو و دقیقن می روند به سمت صورتت آرام و بی صدا و درست لحظه اصابتشان به چشمانت همانجا که زندگی تمام می شود و من آب می شوم و آب تر و بوسه ای که کاشته می شود تا نهالی شود برای این زمستان سرد به امید بهاری دوباره ... آرام قدم می زنی بر دلم که سالهای زیادیست سنگفرش خاطرات توست می شود گاهی قطره ای بچکد؟ سیرابم کنی از وجودت کاش نبودی هیچوقت هرگز و کاش بودی همیشه هر لحظه بیتو این روزها هر لحظه مرا می بلعند دهان دره ای می کنند از ترس تهی قالب کرده ام انگشتانت را نیازمندم حتی برای لحظه ای... موهای طلاییت گونه های نرمت و تو کودکی که هیچ وقت به دنیا نیامدی... روزهای زیادی از نفس افتاده اند سرمای استخوان سوز از راه رسید چشم به در خشک شد اما تو تنها در پشن یک قاب کهنه جا خوش کرده ای... هی خط میزنم، مینوسم، خط میزنم، اما تو از پس هیچ کدام از این خط خطی ها ظاهر نمیشوی...
| Design By : Pars Skin |
