Je t'adore toujour

یه تنها این سر کره خاکی

 

دردم که می گیرد از روزگار

دست در جیب می کنم

و در این سرمای تن‌سوز

پیاده می روم  به سمت هیچستان

همانجا که گم شدی  

یا که من گمت کردم  

اما ته جیبم دستمالی پیدا می کنم

که بوی تو را می دهد  

و این یعنی معجزه.

 

نوشته شده در سه شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۴ساعت 14:2 توسط Aimable|


آخرين مطالب
» ستاره ناپیدا
» ماندن در مرز گمشدگی
» سرزمین برباد رفته
» اغمای ازلی
» 1,167,609,600 seconds
» سالگردانه
» رخوت
» و این روزهای سرد
» اغوش تنهاییشب
» حرف های یک ذهن شلوغ
Design By : Pars Skin