Je t'adore toujour

یه تنها این سر کره خاکی

دل تنگم   همینجوری  یه دفعه

واسه وقتایی که رادیو پیامو روشن میکردم

دفتر خاطراتمو برمیداشتم  شروع میکردم به نوشتن

کجا؟! زیر پتو

با نور چراغ قوه

دلتنگ روزهای برنگشتنی شدم

همینجوری

یه دفعه

اخرای شب

وقتی همه تو خواب نازن

من دلم هوای وبلاگ کرد

نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۶ساعت 20:36 توسط Aimable|

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز کن ، یاد مکن تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا مکشد سر به فلک فریادم
شهره ی شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند رو
من از آن روز که در بند توام آزادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم
تره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه نشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رخ بر افروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد بر افراز که از سرو کنی آزادم
شرط هر جمع مشو ور نبسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم*

 

 

چقدر نامجو خوب میخونه این رو....

دلم هواشو کرده بود حسابی

این روزا خیلی دلخوشم

یعنی دلم خوشه به معنای واقعی نه الکی

دلم به حضور ادمی خوشه که دنیام رو زیر و رو کرد

معنای متفاوتی از مردی  و عاطفه و احترام به زن رو برام بوحود اورد

ممنونم از بودنت

ممنونم از تمام وقتایی که تفاوت زبانی ازارت میده و همچنان به ارومی منو در اغوشت میگیری

عاشقتم

تا همیشه

نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۶ساعت 13:24 توسط Aimable|


آخرين مطالب
» ستاره ناپیدا
» ماندن در مرز گمشدگی
» سرزمین برباد رفته
» اغمای ازلی
» 1,167,609,600 seconds
» سالگردانه
» رخوت
» و این روزهای سرد
» اغوش تنهاییشب
» حرف های یک ذهن شلوغ
Design By : Pars Skin