Je t'adore toujour
یه تنها این سر کره خاکی
کمت دارم کمت دارم
چشمانت
مرا می درد
وقتی باران
تنم را میرقصاند
خدایی تو
برسرزمین تنم
کاش نهایتی بود
برای دوست داشتنت
انگاه که سوت قطار
یادمان می اورد
اخرین لحظه دیدار شبانه را
میان انبوه نگاه غریبه ها
و بوسه ای طولانی
که حبس شد در فاصله میان لبها
بویی خوشتر از تو
مگر. یافت میشود؟!
به دلتنگی های شبانه
که هیچ درمانی نیست
نیست میشوم
از این همه فاصله
گریه های شبانه ام را
ای معبود لحظه های ناب
و ای فاتح هم اغوشیم
من
همان دست نیافتنی دیروزم
پنهان میان صدای محزون لیونارد. کوهن
وقتی ترانه عشق را
بر تاریکی تنمان
زمزمه کرد
عروس تو شوم
در. رویای شبانه
انجا که گم مشود
شمارش نفس هایمان
و خیس میشود
اغوشمان
از هیاهوی تن
دوستت دارمت
بوی بهشت میدهد
بمان
ای ارامش جان
مردانگیت
بیدار میکند
هر روح زیبای خفته را
میان تاریکی نیمه شب
برای هم اغوشی نفس هایت
میان ملحفه های سفید
برای گم شدن میان تنت
دیر است
زمان راه گم کرده است
انتهایی نیست
ظهور کن
ای ارامش امواج بی کران تنم
گریه های شبانه ام را
ای معبود لحظه های ناب
و ای فاتح هم اغوشیم
من
همان دست نیافتنی دیروزم
پنهان میان صدای محزون لیونارد. کوهن
وقتی ترانه عشق را
بر تاریکی تنمان
زمزمه کرد
| Design By : Pars Skin |
