Je t'adore toujour

یه تنها این سر کره خاکی

نشستم تو حیاط. پامو انداختم رو میز و با یه دست تایپ میکنم و با اون یکی حشراتو میزنم از تن و صورتم کنار...

میتونم بگم یکی از زیباترین مخلوقات خدا یعنی سرکار غروب خانم خورشید داره جلوچشام پز میده

اینورم رادیو جوان داره ونگ میزنه اون کیه اون کیه

منم بیخیال دارم واسه خودم وبلاگ میخونم و یه چیزی هم مینویسم

اخر روزه و منم خسته

ایشون نشستن تو حال دارن ایتالیایی تمرین میکنن واسه جمعه که تشریف میبریم ماه عسل ایتالیا برای ده روز

یعنی یکیه از خودم بدتر و سمج تر در مشغول کردن خودش

البته بماند که بعد از کلی سر و کله زدن با من و ور رفتن به منو سیر شدن از من میره سراغ کاراش

خلاصه که خواستم بگم باید شروع کنم به نوشتن

دارم به چیزایی فکر میکنم که ایشالا زود عملیش میکنی

بازم خواستم بگم خدایا چه خوبه چه خوبی چه خوبتره دنیا با تو

نوشته شده در سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۷ساعت 18:34 توسط Aimable|


آخرين مطالب
» ستاره ناپیدا
» ماندن در مرز گمشدگی
» سرزمین برباد رفته
» اغمای ازلی
» 1,167,609,600 seconds
» سالگردانه
» رخوت
» و این روزهای سرد
» اغوش تنهاییشب
» حرف های یک ذهن شلوغ
Design By : Pars Skin