Je t'adore toujour

یه تنها این سر کره خاکی

مانده‌ام در خاکستر رویای تو

در امتداد بینهایت شب

دلم اسمان می‌خواهد و کمی‌ خاطره

کمی‌ نسیم

که بوزد بر گونه‌ هایم

این همه ستاره 

کجا گم شدند

که بی مادریشان را به عزا نشسته‌اند

در این سیاهی مطلق

روزگار  روشن من نیز خواهد آمد

شاید آماده استٔ هنوز رخت بر تن این سیاهی نکرده است

شاید این گورستان نفرین هزاران چشم منتظر را با خود می‌کشد

شاید من

میان این همه غربت گم شده‌ام

تا تو

فقط تو

پیدایم کنی‌

نوشته شده در چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۵ساعت 19:26 توسط Aimable|


آخرين مطالب
» ستاره ناپیدا
» ماندن در مرز گمشدگی
» سرزمین برباد رفته
» اغمای ازلی
» 1,167,609,600 seconds
» سالگردانه
» رخوت
» و این روزهای سرد
» اغوش تنهاییشب
» حرف های یک ذهن شلوغ
Design By : Pars Skin