Je t'adore toujour

یه تنها این سر کره خاکی

ع : خوبی‌؟

من: نه.. خوب نیستم... حالم خوب نیست... میدونم نگرانمی... میدونم دوستمی... میدونم می‌خوای کاری کنی‌ که درست بشه حالم... اما نمی‌شه...ازم نخواه.. چون حتی بلدم نیستم نقششو خوب بازی‌ کنم... می‌خوام بمونم لای همین موسیقی... لایه همه چیزهایی که رفت .. باد هوا شد... همه عشقی‌ که سوخت... روحمو با خودش برد... بذار ساکت بمونم... بذار خودم باشم... بذار حرفم نگفته بمونه... بذار دردم سر باز نکنه... چون قدیمیه... ممکن عفونی‌ بشه.. ممکن فراگیر بشه... بذار...

ع: برو یه گلکی بزن به این پارچه زندگیت...

من: کاش....

نوشته شده در پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۵ساعت 7:23 توسط Aimable|


آخرين مطالب
» ستاره ناپیدا
» ماندن در مرز گمشدگی
» سرزمین برباد رفته
» اغمای ازلی
» 1,167,609,600 seconds
» سالگردانه
» رخوت
» و این روزهای سرد
» اغوش تنهاییشب
» حرف های یک ذهن شلوغ
Design By : Pars Skin