Je t'adore toujour

یه تنها این سر کره خاکی

دستانم سردند

دلم سردتر

اشک هایم 

ماسیده اند

روی ماسکی که به صورت زده ام

کم کم

یخ میزنند

از سردی گونه هایم

ماسک میزنم

هر روز هر روز

تا پنهان کنم

اشک های پنهانی ام را

تا پنهان کنم

این دردِ کهنه را

که هیچ کس خریدارش نبود و نیست

که پنهان کنم

که چه دل شکسته ام

از تو

از تو که خداییی میکنی و من

بی خدا

شده ام

....

دردهایم زخم بستر شده اند

هر روز که می گذرد 

بیشتر در تنم

رسوخ میکنند

و تو

ارام ارام

لبخند میزنی

به نداشته هایم

به انچه که تو

پوچ می پنداریش

و اینکه من

چه دردناکم

وقتی میفهمم

بیمارم:

بیماریم:

زیاد فهمیدن

زیاد دانستن

زیاد کار داشتن

به قول تو

هندوانه های زیاد زیر بقلم

دارند می افتند

و من

دل خوشم

یه همین هندوانه ها

به اینکه بیماریم

عود کرده است

و تیمار داری

هرگز نداشته ام

---------


دنیایم 

از جنس دیگری است

تنهایم بگذارید

ای استعدادهای کشف شده

ای شماهایی که مرا بیمار می انگارید

بیزارم

از نفس کشیدنتان

بیزار

نوشته شده در شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۱ساعت 12:2 توسط Aimable|


آخرين مطالب
» ستاره ناپیدا
» ماندن در مرز گمشدگی
» سرزمین برباد رفته
» اغمای ازلی
» 1,167,609,600 seconds
» سالگردانه
» رخوت
» و این روزهای سرد
» اغوش تنهاییشب
» حرف های یک ذهن شلوغ
Design By : Pars Skin